محمد امینمحمد امین، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 16 روز سن داره
ساراسارا، تا این لحظه: 9 سال و 6 ماه و 3 روز سن داره

عشق مامان و بابا

عید 93 و محمد امین 7 ماهه

 ٦ماه و ١١ روز از ورودت به زندگیه دونفرمون میگذره و ما امسال رو با بهترین عیدی و نعمتی که خدا بهمون داده شروع میکنیم. الهی به امید تو.... بهاره ٩٣ رو با وجود نازنینت در کنار هفت سین تحویل کردیم موقع تحویل سال غیر از سلامتی و عاقبت به خیری چیزی از خدا نخواستم٠ایشالا که تا هستم و زندگی میکنم نفست گرمی بخش زندگیمون باشه٠آخه جیگر مامان از وقتی اومدی همه زندگیم شدی،یه لحظه نمیتونم ازت دور بشم،روز به روز بلا تر میشی و وابستگیم رو بیشتر میکنی. وقتی داشتی تخم مرغ هفت سین رو میخوردی  اینجا هم خونه خالم بودیم که بغل آروین(پسر دختر خالم)عکست رو گرفتم عسلم او...
19 فروردين 1393

پسر مو قشنگم!!!

فندق مامانی با موهای فشنش      خوشگل شدم عایا؟؟؟؟    اینم عکسای جدیدمه با یه مدل دیگه                      و این هم عکسایی از دختر خوشگل تر از پسرم که تا حالا عکسشو نشون نداده بودم مامان قربونت بشه شوخی کردم عسلم میبینی چه خوشگل شدی؟روسریِ معصومه رو سرت کرده بودیم که دیدیم چقد بهت میاد   ادامه مطلب هم مدلهای مختلفی از لالا کردنت رو برات گذاشتم:   چن تا عکسم از موقع خوابت برات میزارم،برا وقتایی که خودت میخوابی &nbs...
19 فروردين 1393

خبرهای ویژه

شیرینتر از عسل سلام به روی ماهت.حالت چطوره نفسم؟خیلی وخته که از شولوغیات شیطنتات برات ننوشتم.آخه عید نزدیک بودو خونه تکونی واجب!باتو گل پسرمم زیاد نمیتونستم کار کنم یه امتحان کوچولو هم داشتم که باید درسشو میخوندم برا همین امروز که چهارم عید هست برات مینویسم. یه خبر خوب اینکه عسل مامان از تاریخ ١ اسفند میتونه چهاردستوپا حرکت کنه.قربونه حرکتت بشم که مثل این سربازا داری سینه خیز میری.اولین باری هم که حرکت کردی میرفتی که کنترل تلوزیون رو برداری عاشق کنترل،موبایل،تلفن(سیمش)،دوربین واینجور وسایلی.                      ...
12 فروردين 1393

پایان 6 ماهگی

عزیز دلم،خوشگل پسرم شما روز به روز بزرگتر میشی و من عاشقتر... هر روز شاهد خنده هات،شیطنت هات،صدا درآوردنات و...هستم وهر لحظه به عشقم اضافه میشه عشقی که هر چقد شکرش رو کنم بازم کمه. خدایا هزار مرتبه شکر به خاطر نعمتی که به ما دادی ماهه شدی جیگرم ٦ماهی که خیلی زود گذشت و الان پا گذاشتی به هفتمین ماه از زندگیت.١٩ اسفند بردیم تا هم وزن و قدت کنترل بشه وهم واکسنت رو تزریق کنن.نسبت به ماهای پیش وزنت زیاد بالا نرفته کیلو وزنت سانت قدت سانت دور سرت بردمت اتاق واکسن که گفتن مسئولش نیست و روز بعد بیارین.خوشبختانه امروز جون سالم به در بردی شولوخ امتحانم رو که دادم دوباره بردیمت و بازم خانم او...
12 فروردين 1393

محمد امین تو لباس مامان وباباش!

عزیز دلم مامان جونیات لباسای بچگیمونو ینی لباسای من و بابایی رو یادگاری نگه داشته بودن منم همونا رو که روزی هم قدوقواره ی تو بودیم والان شدیم مامانو بابا تنت کردم تا یادمون بمونه و یادت بمونه که چه قدی بودیم و الان چی شدیم.از همین جا دست مامانو بابامو میبوسم که خیلی زحمتمو کشیدن                                                            &...
12 فروردين 1393

پنجمین ماه از تولدت

سلام پسر مامان   ماهگیت مبارک عزیزه دلم امروز وارد پنجمین ماه زندگیت شدی .امروز  صبح که واکسن زدی و گریه کردی خیلی غصه خوردم قند عسلم . دردت اومد مامانی؟ الهی بمیرم . در عوض دیگه مریض نمیشی پسرم. خدا رو شکر حالت بهتر از اون سریه. فدات ب شم که طاقتت در برابر واکسن بیشتر شده مرد مامان خانم پرستار قد و وزنت رو گرفت ماشالله خیلی خوب پیشرفت کردی و مرد شدی مامانی     تو پایان ماهگی قد ت وزنت  . و دور سرتم سانت شده. ماشالا هزار ماشالا رشدت داره خوب پیش میره. تنها مشکلی که بعداز واکسن پیدا کردی اسهال گرفتی که...
12 فروردين 1393

عکسای 1 روزگیت

عاقبت در یک شب از شبهای دور کودک من پا به دنیا مینهد آن زمان بر من خدای مهربان نام شور انگیز مادر مینهد بینمش روزی که طفلم همچو گل در میان بسترش خوابیده است بوی او چون عطر پاک یاس ها در مشام جان من پیچیده است آن زمان دیگر وجودم مو به مو بسته با هستیِ طفلم میشود آن زمان در هر رگ من جای خون مهر او در تار و پودم میشود پیکرش را می فشارم در برم گویمش چشمان خود را بازکن همچو عشق پاکِ من جاوید باش در کنارم زندگی آغاز کن..                                  &...
21 شهريور 1392
1